تبليغاتX
آر ِش

 

هربرت بلومر در مورد انبوه خلق میگوید:« در آغاز فقط حادثه ای توجه فرد را به خور جلب می کند و در او کشش فکری ایجاد میکند.حادثه توجه افرادی را که در حوزه ی تحریک آن قرار دارند،در خود متمرکز میکند و سبب تجمع آنها میشود.کشش فکری هر فردی به دیگران منتقل میشود و در میان همه ی افراد احساس محرک به وجود می آورد،که آثار آن روی هم انباشته میشود و یک هیجان عمومی بسیار شدید گسترش می یابد.در اثر این هیجان افراد کنترل شخصی خود را از دست میدهند و تحت تاثیر دیگران قرار می گیرند،رفتار خود به خود و نا خود آگاه پیدا می کنند و آمادگی پیدا میکنند که با هم مانند یک "واحد جمعی" اقدام کنند.»

این همان چیزی است،که امروز در دانشگاه علامه اتفاق افتاد.

مازیار سمیعی و دو نفر دیگر را گرفته اند،یکی از بچه های خوابگاه پسرانه را با ماشین شخصی برده اند،امیر ،فرهنگ و چند نفر دیگر را به خاطر صحبت در تجمع دیروز ممنوع الکلاس کرده اند.

 

امروز بچه های دانشکده ی ارتباطات میزبان دانشجویان دیگر دانشکده ها بودند تا از خواسته های صنفی شان دفاع کنند،دوستانشان را به دانشگاه برگردانند و انتخابات انجمن اسلامی را راه بیندازند.

بچه ها در راهروهای دانشگاه میرفتند و حمایت اساتید را میخواستند،اما تنها دکتر افخمی ،دکتر احمد نیا و دو استاد دیگر به فریاد ها پاسخ دادند.

دکتر فرقانی-رئیس دانشکده علوم ارتباطات- آبرو گرو می گذارد که مامورینی که دانشکده را محاصره کرده اند،با هیچ دانشجویی برخورد نخواهند کرد.

دکتر فرقانی می گوید به خواسته ها رسیدگی می شود و فردا بچه ها آزاد می شوند.

دکتر فرقانی یک سال پیش می گفت،استاد اخراجی مان به دانشگاه برمی گردد...

 

+ لی لی نوشت در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 20:14  لی لی  | 

+ لی لی نوشت در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 12:27  لی لی  | 

+ لی لی نوشت در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 21:16  لی لی  | 

 

۵ شنبه، ۲۷ اردیبهشت ماه،همزمان با دومین همایش روابط عمومی الکترونیک،با حضور پدر ارتباطات نوین ایران و جمعی از پیشکسوتان روابط عمومی،از دکتر یونس شکرخواه ،تجلیل خواهد شد.

+ لی لی نوشت در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 0:16  لی لی  | 

امرو در کلاس دکتر شکرخواه با چند موتور جستجو آشنا شدیم،شاید نام بردنشان در اینجا بی فایده نباشد.

www.vivisimo.com که آدرس جدیدش www.clusty.com است.

www.surfwax.com

www.dogpile.com

www.copernic.com

اغلب این موتور ها قابلیت جستجوی فارسی را ندارند اما(به نظر من)کار کردن با آنها نسبت به گوگل و یاهو ،راحت تر است.

+ لی لی نوشت در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 22:53  لی لی  | 

+ لی لی نوشت در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:32  لی لی  | 

+ لی لی نوشت در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:30  لی لی  | 

 

 نشانه شناسی متوجه معنا و حالات شناخت(رمز های مورد نیاز برای فهم متن)است.

بر خلاف سوسور که الگویی دو وجهی برای نشانه ارائه کرد،پیرس فیلسوف پراگماتیست آمریکایی(که تقریبن هم زمان با سوسور می زیست) (1914 – 1839)نشانه را امری سه وجهی می داند.از نظر او نشانه تشکیل شده از:

۱)نمود:صورتی که نشانه به خود می گیرد که الزامن مادی نیست.(دال سوسور)

۲)تفسیر:معنایی که از نشانه حاصل می شود.(مدلول سوسور).

۳)موضوع:که نشانه به آن ارجاع میدهد.

تعامل بین نمود، ابژه و تفسیر را پیرس «نشانگی» (که شاید بتوان آن را کلیت فرایند معنی سازی خواند) نامیده است.

 بر اساس الگوی پیرسی از نشانه، چراغ قرمز راهنمایی که سر چهار راه قرار دارد نمود است، توقف خودروها، ابژه یا موضوع آن است  و این فکر که چراغ قرمز به معنی آن است که خودروها باید متوقف شوند تفسیر آن است.

پیرس می نویسد:نشانه(در شکل نمود) چیزی است که از جهتی با دامنه معینی(بر اساس ظرفیت خود) به جای چیز دیگری می نشیند و کسی را مخاطب قرار می دهد.یعنی در ذهن آن شخص نشانه ای برابر یا نشانه ای بسط یافته تر به وجود می آورد.

آن نشانه ای را که نمود در ذهن وخاطب می آفریند،تفسیر نشانه ی نخست می نامیم.نشانه به جای چیزی قرار می گیرد که همان موضوع یا ابژه ی نشانه باشد.

نشانه از همه ی جهات به جای ابژه اش نمی نشیند:بلکه در ارجاع به نوعی اندیشه(ایده) جانشین ابژه می شود.

از دید پیرس سه نوع نشانه وجود دارد:

1)شمایل ها یا نشانه های تصویری(Iconic):  که تصوراتی از چیز ها را صرفن از طریق تقلید تصویری آنها به دست می دهند.در نشانه ی شمایلی رابطه ی نشانه با ابژه،مبتنی بر تشابه است.یعنی نشانه از برخی جهات(شکل ظاهر صدا احساس و یا بو)مشابه ابژه است.به عبارتی برخی کیفیات ابژه را دارد.

2)شاخص،نمایه ها یا نشانه های طبیعی(Indexial):که از طریق ارتباط فیزیکی با چیز ها بر آنها دلالت میکنند.نشانه های نمایه ای دلبخواهی نیستند.بلکه مستقیمن به طریقی فیزیکی یا علی به موضوع وابسطه اند.این رابطه را میتوان مشاهده یا استنتاج کرد.نشانه های طبیعی(دود رعد جای پا و...)نشانه های پزشکی(درد ضربان قلب خارش و...)ابزار های اندازه گیری(بادنما دماسنج و...)و مواردی چون عکس فیلم نمای ویدئویی یا تلوزیونی و سرانجام شاخص های در زبان(ضمایر شخصی قید های زمان و مکان و...)را می توان از جمله نشانه های نمایه ای دانست.

3)نماد ها یا نشانه های عام که به آنها نشانه های وضعی یا قراردادی هم میگویند (Symbolic): که از طریق کاربرد با معناهایشان پیوند یافته اند.بیشتر واژه ها از این نوعند.در نماد ها نشانه مشابه موضوع نیست بلکه بر اساس رابطه ی دلبخواهی یا کاملن قراردادی به موضوع دلالت می کند.این ربطه را باید یاد گرفت.از جمله نشانه های نمادین میتوان زبان به طور عام علامت های مرس و ... را نام برد.

میزان قراردادی بودن رابطه ی بین سوژه و ابژه  متفاوت است.نشانه های نمادین مانند زبان قراردادی اند.نشانه های شمایلی تا حدی قراردادی اند و نشانهه های طبیعی به تعبیر پیرس توجه را بر اساس اجباری کور به ابژه شان معطوف می کنند.

میتوان گفت نشانه های شمایلی و نمایه ای بیشتر در قید ابژه هاشان هستند در حالی که در نشانه های نمادین که بیشتر قراردادی اند،این موضوع ها هستند که به واسطه ی نشانه ها تعریف میشوند.

 

 

تصویر اشاره نماد(سمبل)
دلالت میکند بر شباهت ارتباط علی قرارداد
مثال

عکس

مجسمه

دود/آتش

علایم/بیماری

کلمه

پرچم
فرآیند میتواند دیده شود میتواند فهمیده شود باید یاد گرفته شود

 

پیرس میگوید این جهان سرشار از نشانه هاست هر چند منحصرن از آن تشکیل نشده باشد.

در یک ارتباط ،گیرنده بر اساس حساسیتش نسبت به نشانه های مختلف،پیام ها ی خاصی را از میان پیام های ارسالی دریافت می کند.شایر بتوان گفت موفقیت یک ارتباط گر نکته سنج،در فهم  و دریافت نشانه هایی است که دیگران پیش پا افتاده و بی اهمیت می دانند و از کنارشان ساده می گذرند.

برای برقرار کردن ارتباطی موثر،باید رمز های فرستنده و گیرنده یکسان یا مشابه باشند،در غیر این صورت ارتباط بد و نارسا برقرار می شود ،به عبارت دیگر ما باید براساس نشانه ها و رمزهای درونی مخاطبمان با او ارتباط  برقرار کنیم.

 

ادامه دارد....

 

(متن ۱و ۲ نشانه شناس را بیشتر از کتاب نشانه شناسی کاربردی فرزان سجودی استخراج کردم ،اما منابع دیگری هم هست که بعد از تمام شدن بحث فهرستشان می کنم)

 

 

 

+ لی لی نوشت در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 23:7  لی لی  | 

+ لی لی نوشت در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:32  لی لی  | 

 

نشانه شناسی(semiology )علم آفرینش معنا(meaning) در متون است.این عبارت از واژه ی یونانی( semeion) گرفته شده است.

نشانه شناسان ارتباط را جریان تولید معانی می دانند و نشانه هایی که ما برای این مقاصد به کار می گیریم مورد توجه آنهاست.ازنظر آنان نشانه شناسی مطالعه ی شیوه ی تولید معنا در نظام های نشانه ای است که افراد برای مقاصد ارتباطی شان به کار می گیرند.

فردیناند سوسور الگویی دو وجهی از نشانه ارائه میدهد:

نشانه از دو وجه دال(تصویر صوتی) و مدلول(مفهومی که دال به آن دلالت میکند) تشکیل شده است.

دال (signifier)و مدلول(signified)عناصر جدا از هم نیستند بلکه معنای هر یک از آنها وابسته به وجود دیگری است. یک نشانه واجد هر دو این هاست.

دال+مدلول=نشانه

از دید سوسور نشانه ی زبانی رابطه ی بین یک چیز و یک نام نیست بلکه رابطه ی میان یک مفهوم و یک الگوی صوتی است.تصویر صوتی جنبه ی فیزیکی ندارد و تنها جنبه مادی اش بازنمود دریافت حسی ماست.

مدلول برابر مصداق مادی ای در جهان خارج نیست بلکه یک مفهوم ذهنی است. نشانه اساسن غیر مادی است،وقتی در مورد افکارمان صحبت می کنیم با اشیا روبرو نیستیم بلکه تنها  تصوری از آنها داریم.

نشانه چیزی جدا از متن(text) نیست بلکه مجموعه ایست از آوا ها کلمات رنگ ها صدا ها و... که یک متن را می سازد.

نشانه کلیتی است از پیوند دال و مدلول.رابطه ی دال و مدلول را دلالت(signification ) مینامند.

                                     

در این نمودار سوسور خط افقی دو عنصر دال و مدلول را از هم جدا میکند. دال و مدلول را در عین به هم پیوستگی میتوان برای مقاصد تحلیلی از هم جدا کرد.

حال آنکه دال و مدلول عناصر منفرد و جدا از هم نیستند بلکه مانند دو روی یک برگ کاغذ به هم پیوسته اند.دالی که بر هیچ مدلولی صدق نکند صدای گنگی بیش نیست و مدلولی که هیچ صورتی برای دلالت به آن نباشد وجود ندارد.

دو پیکانی که سوسور در این نمودار کشیده نشان دهنده ی تعامل دو سویه ی این دو عنصر نشانه است.

از دید سوسور دال و مدلول جنبه ی روان شناختی دارند نه مادی.سوسور این نظام انتزاعی- اجتماعی را لانگ می نامد.

صورت مادی نشانه را علامت میگویند پس علامت ها نشانه نیستند بلکه جزیی از آنند.

سوسور می گوید در درون نظام زبان همه چیز وابسته به روابط است.هیچ نشانه ای قائم بر خود معنی نمی یابد بلکه ارزش آن ناشی از رابطه ی آن با نشانه های دیگر است.

به این نمودار دقت کنید:

واژه ی شیر را در نظر بگیرید،آیا میتوانید بدون توجه به بافت(context) آن را معنا کنید؟

 نکته ی دیگر این است که مفاهیم به موجب محتوایشان تعریف نمی شوند بلکه از طریق تقابل با دیگر اجزای همان نظام ارزش می یابند.مثل مفاهیم خوب،زیبا،زندگی که بدون بد،زشت و مرگ معنای ندارند.

به شخصیت های داستان های آگاتا کریستی دقت کنید:خانم مارپل و آقای پوارو از پیش پا افتاده ترین نشانه ها برای کشف مهمترین حقایق استفاده میکنند.این ناتوانی ما در دریافت به موقع نشانه هاست که موجب شگفتی مان در پایان داستان می شود.

ادامه دارد...

 

+ لی لی نوشت در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:3  لی لی  | 

                                                                                                               

                                                                                       .when nietzsche wept

 "وقتی نیچه گریست"، با این عبارات شروع می شود:                                          

"زنگ ناقوس سان سالواتوره رشته ی افکار یوزف برویر را پاره کرد،ساعت سنگین طلا را از جیب بیرون کشید.ساعت نه بود.بار دیگر نوشته کارت حاشیه نقره ای را که روز پیش دریافت کرده بود مرور کرد:

دکتر برویر لازم است شما را برای امری بسیار ضروری ملاقات کنم.آینده ی فلسفه ی آلمان در خطر است."

                                                                    

اروین یالوم در این رمان آموزشی در پی معرفی روش درمان اگزیستانسیال  و رابطه ی پزشک - بیماراست.                                                               .

یالوم در "وقتی نیچه گریست" به رویارویی خیالی دکتر یوزف برویر و فریدریش نیچه ،شخصیتهایی با درک ارتباطاتی و نشانه شناسانه ی بسیار قوی می پردازد.

                                                                                       .

خلاصه اینکه:حتمن بخوانید.

+ لی لی نوشت در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 17:1  لی لی  | 

مطلب کامل پدرام الوندی را در مورد نوشتن برای وب بخوانید.

+ لی لی نوشت در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 22:20  لی لی  | 

 

مدل  ارتباطی ارسطو:

 

ارسطو در حدود 2300 سال پیش در کتاب (مطالعه ی معانی بیان)ریطوریقای خود یکی از ساده ترین مدل های ارتباطی را طرح میکند.

او میگوید:گوینده با بهره گیری از رتوریک که شیوه ای خاص در ارائه ی استدلال است مخاطب را ترغیب می کند تا دیدگاه او را اختیار کند:

"ارتباط عبارت است از جستجو برای دست یافتن به کلیه ی وسایل و امکانات موجودبرای ترغیب و اقناع دیگران."

از دید ارسطو ارتباط فاقد ویژگی خاص واصول منظم است.و به عبارت بهتر ارسطو ارتباطات را یک فن نمیداند.

این مدل ساده سه بخش دارد:

  
فرستنده(گوینده) پیام گیرنده(مخاطب)

 

 

مدل ارتباطی هرولد لس ول:

 

هرولد لس ول محقق آمرکایی تقریبن هم زمان با شانون و ویور (1948)مدل ارتباطی خود را منتشر کرد.مدل لس ول یک مدل اولیه ی کلامی است که از 5 مرحله تشکیل شده :

چه کسی؟

چه میگوید؟

در چه مجرایی؟

به چه کسی؟

با چه اثری؟

در این مدل علاوه بر سه عنصر مدل ارسطویی،عناصر کانال و تاثیر پیام نیز مطرح شده است.

 

لس ول بیشتر به بررسی فنون و تمهیدات تبلیغاتی می پرداخت و شاید بتوان نقطه ی قوت این مدل ساده را در توجه آن به بازخورد و تاثیرات پیام دانست.

 

او معتقد است :"یک عمل ارتباطی بین دو نفر وقتی کامل است که آنها از علایم مشابهی ایا شیوه های مشابه آگاه باشند."

 

مدل ارتباطی شانون - ویور:

 

کلود شانون و وارن ویور آمریکایی در کتاب تئوری ریاضی اطلاع نظریه ای را طرح کردند که در ارتباطات و به ویژه ارتباطات راه دور تاثیر بسیاری گذاشت.

این تئوری بر سنجش مقداری پیام هایی تاکید دارد که به عنوان اطلاع بین گیرنده و  فرستنده منتقل می شوند.

از آنجا که ارزش هر اطلاع به تازگی و غیر قابل پیش بینی بودن  پیام آن بستگی دارد پیام های تکراری و پیام هایی که آگاهی های قبلی گیرنده را شامل می شوند را نمیتوان به عنوان اطلاع به حساب آورد. هر چه عناصر تازه ی یک پیام بیشتر باشد ارزش آن بالا تر است.

این اندازه گیری سبب می شود که در جریان انتقال پیام بتوانیم از حد اقل امکانات فنی برای مبادله ی حداکثر پیام بهره براداری کنیم و هزینه ی ارتباط را هم به حد اقل ممکن کاهش دهیم.

 

مقصد گیرنده(رمزیاب) مجرا(کانال ارتباطی) فرستنده(رمز گذار) منبع
                                           
                                          اختلا ل(پارازیت)

1)منبع اطلاع پیام یا رشته ای از پیام ها را تولید می کند تا به پایانه ی گیرنده انتقال یابد.

2)دستگاه فرستنده عملیاتی روی پیام ها انجام می دهد.

3)مجرای تماس واسطه ای مادی است که برای انتقال پیام از گیرنده به فرستنده به کار می رود.

4)ممکن است در کانال ارتباطی پارازیتی در جریان پیام اختلال ایجاد کند.

5)معمولن گیرنده روند معکوس فرستنده را انجام می دهد تا پیام را بازسازی کند.

6)مقصد فرد یا چیزی است که پیام برای او در نظر گرفته شده است.

مدل شانون – ویور مدلی برای ارتباط یک سویه است که در آ« به بازخورد و واکنش گیرنده در مورد پیام توجهی نشده.

 

در این مدل رمز خوانی و رمز گذار ،هر نوع دستگاهی دانسته می شود که اطلاعات را در یک فرم به فرم دیگر تبدیل کند.

برای مثال یک مرد در پشت تلفن (منبع) با دهانی تلفن(رمز گذار) کلماتی به کار می برد(پیام) این پیام صوتی در سیستم تلفن بصورت تحریک ا لکتریکی عبور می کند(کانال) و توسط یک گوشی تلفن دیگر (رمز خوان ) توسط ذهن شنونده تلفن (گیرنده) درک و فهمیده می شود.

 

ادامه دارد...

(در مورد لس ول ،شنون و ویور چیزی در فضای وب برای لینک دادن پیدا نکردم،به من در گسترش این متن کمک کنید).

 

+ لی لی نوشت در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 13:28  لی لی  | 

این متن چکیده ی یادداشت هایم از کلاس روزنامه نگاری آنلاین(دفتر مطالعات و توسعه رسانه هادکتر شکر خواه است:

 

اصول نوشتن برای وب:

 

۱)پاراگراف های کوتاه:در وب هر پاراگراف باید حامل یک ایده باشد پاراگراف 2 برای دومین ایده.برای هر پاراگراف 35 تا 50 کلمه کافی است. 100 کلمه در یک پاراگراف در نوشتن برای وب زیبا نیست.

۲)متن های عنوان دار:عنوان با تیتر فرق دارد و در نوشتن برای وب به ما بیش از تیتر کمک می کند.

۳)میان تیترها:در وب برای هر 300 کلمه یک میان تیتر می خواهیم.میان تیتر جمله نیست بلکه تنها دو یا سه کلمه است.

۴)موجز نویسی:اقتصاد کلمات را رعایت کنید.با کمترین واژه ها بیشترین مفاهیم را بیان کنید.

5)نگاه دوباره برای حذف زواید.

۶)ساختار ساده جملات:در وب برای مخاطب 12 کلاس درس خوانده می نویسیم.با این روش هر کسی را میتوانیم به فلسفه خواندن بکشانیم،به شرط آنکه جملات ما ساده باشد.

۷)Chunks نویسی:متونی است که ما تعمدن برای مخاطب می نویسیم.در چانک یا پس زمینه ای راجع به مطلب می دهیم یا در مورد آینده ی آن می گوییم و یا اطلاعاتی را اضافه می کنیم.250 تا 400 کلمه برای چانک کافی است.البته این بستگی به نوع و حجم مطلب دارد.چانک طولانی اغلب مخاطب را از خواندن منصرف می کند.

غالبن در این موارد چانک می نویسیم:

1)رسیدن به شخص

2)رسیدن به زمان

3)رسیدن به مکان

تفاوت چانک با لینک:

ما در هر مطلبی میتوانیم لینک بدهیم.لینک ها را ما نمینویسیم بلکه تنها خواننده را به خواندن آن دعوت میکنیم .اما چانک مطلبی است که خود ما عامدانه مینویسیم و مخاطب را به آن ارجاع می دهیم.

با چانک نوشتن و لینک دادن این مسئله را به مخاطب واگذار میکنیم که آیا نیاز دارد در این مورد بیشتر بداند یا خیر؟

چانک برای وب مثل پانوشت برای متن چاپی است.در وب پانوشت جایی ندارد.

 8) boldسازی:در وب از این شیوه کمترین استفاده را می کنیم.bold سازی اغلب  درعنوان های میانی(subheadings) به کارمیرود.

9)به کار بردن افعال معلوم:در وب مجهول نویسی جایی ندارد.

چگونه لینک بدهیم؟

هنگام لینک دادن به جای نوشتن اینجا کلیک کنید از خود بپرسید:

What do they say?  What do they do

با ظاهر لینک نشان می دهیم که چه کاری می تواند انجام دهد.اصلی ترین حرف مطلب را به عنوان نماینده در قالب لینک می آوریم.لینک دادن یک متن کامل یا یک پاراگراف اشتباه است.

 

در همین رابطه:

نوشتن برای وب

گزارش نويسي در روزنامه‌نگاري آنلاين

چگونه براي وب بنويسيم

نوشتن برای خوانندگان آنلاین

دو نکته اساسي در نوشتن براي وب

writing for the web

Tips for Writing for the Web 

  

+ لی لی نوشت در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 13:18  لی لی  | 

شروع میکنم.
+ لی لی نوشت در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 12:59  لی لی  |