نشانه شناسی متوجه معنا و حالات شناخت(رمز های مورد نیاز برای فهم متن)است.
بر خلاف سوسور که الگویی دو وجهی برای نشانه ارائه کرد،پیرس فیلسوف پراگماتیست آمریکایی(که تقریبن هم زمان با سوسور می زیست) (1914 – 1839)نشانه را امری سه وجهی می داند.از نظر او نشانه تشکیل شده از:
۱)نمود:صورتی که نشانه به خود می گیرد که الزامن مادی نیست.(دال سوسور)
۲)تفسیر:معنایی که از نشانه حاصل می شود.(مدلول سوسور).
۳)موضوع:که نشانه به آن ارجاع میدهد.
تعامل بین نمود، ابژه و تفسیر را پیرس «نشانگی» (که شاید بتوان آن را کلیت فرایند معنی سازی خواند) نامیده است.
بر اساس الگوی پیرسی از نشانه، چراغ قرمز راهنمایی که سر چهار راه قرار دارد نمود است، توقف خودروها، ابژه یا موضوع آن است و این فکر که چراغ قرمز به معنی آن است که خودروها باید متوقف شوند تفسیر آن است.
پیرس می نویسد:نشانه(در شکل نمود) چیزی است که از جهتی با دامنه معینی(بر اساس ظرفیت خود) به جای چیز دیگری می نشیند و کسی را مخاطب قرار می دهد.یعنی در ذهن آن شخص نشانه ای برابر یا نشانه ای بسط یافته تر به وجود می آورد.
آن نشانه ای را که نمود در ذهن وخاطب می آفریند،تفسیر نشانه ی نخست می نامیم.نشانه به جای چیزی قرار می گیرد که همان موضوع یا ابژه ی نشانه باشد.
نشانه از همه ی جهات به جای ابژه اش نمی نشیند:بلکه در ارجاع به نوعی اندیشه(ایده) جانشین ابژه می شود.
از دید پیرس سه نوع نشانه وجود دارد:
1)شمایل ها یا نشانه های تصویری(Iconic): که تصوراتی از چیز ها را صرفن از طریق تقلید تصویری آنها به دست می دهند.در نشانه ی شمایلی رابطه ی نشانه با ابژه،مبتنی بر تشابه است.یعنی نشانه از برخی جهات(شکل ظاهر صدا احساس و یا بو)مشابه ابژه است.به عبارتی برخی کیفیات ابژه را دارد.
2)شاخص،نمایه ها یا نشانه های طبیعی(Indexial):که از طریق ارتباط فیزیکی با چیز ها بر آنها دلالت میکنند.نشانه های نمایه ای دلبخواهی نیستند.بلکه مستقیمن به طریقی فیزیکی یا علی به موضوع وابسطه اند.این رابطه را میتوان مشاهده یا استنتاج کرد.نشانه های طبیعی(دود رعد جای پا و...)نشانه های پزشکی(درد ضربان قلب خارش و...)ابزار های اندازه گیری(بادنما دماسنج و...)و مواردی چون عکس فیلم نمای ویدئویی یا تلوزیونی و سرانجام شاخص های در زبان(ضمایر شخصی قید های زمان و مکان و...)را می توان از جمله نشانه های نمایه ای دانست.
3)نماد ها یا نشانه های عام که به آنها نشانه های وضعی یا قراردادی هم میگویند (Symbolic): که از طریق کاربرد با معناهایشان پیوند یافته اند.بیشتر واژه ها از این نوعند.در نماد ها نشانه مشابه موضوع نیست بلکه بر اساس رابطه ی دلبخواهی یا کاملن قراردادی به موضوع دلالت می کند.این ربطه را باید یاد گرفت.از جمله نشانه های نمادین میتوان زبان به طور عام علامت های مرس و ... را نام برد.
میزان قراردادی بودن رابطه ی بین سوژه و ابژه متفاوت است.نشانه های نمادین مانند زبان قراردادی اند.نشانه های شمایلی تا حدی قراردادی اند و نشانهه های طبیعی به تعبیر پیرس توجه را بر اساس اجباری کور به ابژه شان معطوف می کنند.
میتوان گفت نشانه های شمایلی و نمایه ای بیشتر در قید ابژه هاشان هستند در حالی که در نشانه های نمادین که بیشتر قراردادی اند،این موضوع ها هستند که به واسطه ی نشانه ها تعریف میشوند.
|
تصویر |
اشاره |
نماد(سمبل) |
| دلالت میکند بر |
شباهت |
ارتباط علی |
قرارداد |
| مثال |
عکس مجسمه |
دود/آتش علایم/بیماری |
کلمه پرچم |
| فرآیند |
میتواند دیده شود |
میتواند فهمیده شود |
باید یاد گرفته شود |
پیرس میگوید این جهان سرشار از نشانه هاست هر چند منحصرن از آن تشکیل نشده باشد.
در یک ارتباط ،گیرنده بر اساس حساسیتش نسبت به نشانه های مختلف،پیام ها ی خاصی را از میان پیام های ارسالی دریافت می کند.شایر بتوان گفت موفقیت یک ارتباط گر نکته سنج،در فهم و دریافت نشانه هایی است که دیگران پیش پا افتاده و بی اهمیت می دانند و از کنارشان ساده می گذرند.
برای برقرار کردن ارتباطی موثر،باید رمز های فرستنده و گیرنده یکسان یا مشابه باشند،در غیر این صورت ارتباط بد و نارسا برقرار می شود ،به عبارت دیگر ما باید براساس نشانه ها و رمزهای درونی مخاطبمان با او ارتباط برقرار کنیم.
ادامه دارد....
(متن ۱و ۲ نشانه شناس را بیشتر از کتاب نشانه شناسی کاربردی فرزان سجودی استخراج کردم ،اما منابع دیگری هم هست که بعد از تمام شدن بحث فهرستشان می کنم)