شده بودم یک معتاد اینترنتی،یک قدم تا انگل اجتماع شدن فاصله داشتم.بازگشایی نظام آموزش عالی کشوری نجاتم داد و البته سر درد های دراز مدتی که امانم را بریده بود.
روز خیلی خیلی نکبت باری بود.طبق معمول مسیر اختراع کردم و در خیابان های مثلثی این شهر ابله گم شدم.انگار یک تریلی ۱۸ چرخ از قامتم رد شده بود و روی سرم تک چرخ می زد.
الان آملم.هوا بد نیست.سرم هم خوب تر است.
اوضاع فیلترینگ اینجا خیلی وخیم است.نصف وبلاگ هایی که هر روز در تهران سرمی زدم،مسدود است.سرعت هم که....
همه از رئیس دولت فخیمه نوشته اند.نه دوست دارم در این مورد بنویسم و نه دوست دارم نوشته هاشان را بخوانم.
عاشق پیرمرد «میوه ممنوعه» شده ام.بازی نصیریان ردخور ندارد.
به لطف دوستی،کاری را شروع کرده ام.تا چه پیش آید...
پ.ن:این وحشتناکه.عزیزترین وبلاگ زندگی ام هم اینجا فیلتر است!!!!!!!!!!!!!
+ لی لی نوشت در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 21:47  لی لی
|

