تبليغاتX
آر ِش - یکی بود ، یکی نبود ؛ غیر از نارسیس هیچ کس نبود!

 

بعضی چیز ها را در زندگی با تمام وجود لمس می کنی.برای بقیه می شود اصطلاحی،واژه ای برای خندیدن.اما تو زیاد نمی خندی به ا ین اصطلاحات دست مالی شده.

این مصاحبه دوقسمتی با دکتر محمد صنعتی در باب خودشیفتگی را از آرشیو روزنامه ایران پیدا کردم تا آنها که نمی دانستند،بدانند.

موضوع جالبی است و نه چندان خنده دار.آنقدر پنهان که حتی اگر ببینیدش باورش نمی کنید:

نارسيسوس، جوان خوش منظري بود مجذوب خودش و گفته مي شد كه دركنار آب مي نشست و تصوير خودش را در آب مي نگريست و با كسي رابطه اي نداشت. حتي نمي توانست با زناني كه به شدت به او دل مي بستند رابطه برقراركند. براي اينكه شيفته خودش بود. حتي وقتي كه اكو "Echoيكي از پريان اسطوره اي، عاشق او شده بود و با اندوه و گريه عشق خودش را ابراز مي كرد، چون از نارسيسوس پاسخي دريافت نكرد، خودش را كشت. و سرنوشت نارسيسوس هم جز اين نبود. نارسيسوس درانتها خودكشي كرد.

فرد خود شیفته اصلاً به هيچ عنوان انتقادپذير نيست. يعني كسي است كه اگر در آينه نگاه كرد و همان چيزي كه انتظار داشت در آينه نديد (مي گويند اين آينه، آينه دق است)، آينه را خواهدشكست. به همين سبب اين افراد نمي توانند با ديگران رابطه برقرار كنند و به طور مرتب از ديگران فرار مي كنند، چون انتقاد را نمي توانند بپذيرند. درخلوت، ستايشگر خودشان هستند، همانطور كه نارسيسوس بود.

+ لی لی نوشت در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 13:7  لی لی  |