تبليغاتX
آر ِش - بسه بابا

لی لی هستم در نقش زن سرپرست خانوار!در نقش سیبل!در نقش یک دست و ده تا هندونه و یک ذهن هزار تا مشغله!در نقش کسی که خودش رو اشتباهی گرفته!در نقش کسی که اشتباهی گرفته شده!
در نقش کسی که دست و ذهنش باید مثل آدم بزرگ ها باشه اما مثل آدم کوچیک ها می شنوه و دیده میشه!
در نقش کسی که از سوال های تکراری،جواب های تکراری و نگاه های تکراری بیزار است.
در نقش کسی که فردا 8 تا 10.5 تشریف می برد کلاس دکتر مهدی زاده،احتمالن 11:15 می رسد روزنامه،6:15 هم اگر راه بیفتد،حدود 7:30 می رسد خانه،بین 1 تا 3 شب خوابش می برد و فردا 8 بیدار می شود، 9 از خانه بیرون می رود تا 10 روزنامه باشد...
در نقش کسی که دمش له شد از این جای پا ها!
در نقش کسی که یک روز حال خودش رو سر فرصت می گیره!


پ.ن:بی هیچ ارتباطی به هیچ داستانی،هر وقت دنبال امضای زورو می گردم،یاد سویای عزیز عزیز عزیزم می افتم،که جایش خیلی خالی است.
 
+ لی لی نوشت در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 20:51  لی لی  |