بله!شب شیشه ای برای من هم یک کلاس آموزش مصاحبه بود و تجربه ی دیدن آنچه استاد صدیقی در درسهایش میگفت،اما آفریننده اش،هنر والای رشید پور در مصاحبه کردن نبود.بلکه ناتوانی اش در کنترل فضای مصاحبه بود.
رضا رشید پور شاید مجری خوبی باشد اما بهتر بود برای آموختن فنون مصاحبه هم تلاش میکرد.از نظر من رشید پور کپی شکست خورده ی فرزاد حسنی (که تنها به اتکای اعتماد به نفسش وارد مناظره میشد نه توانایی اش در گفتگو)بود.
رشید پور در مناظره با مهمانان قدرتمندش اغلب جا می ماند،نمونه ی بسیار آشکارش هم مصاحبه با بهرام رادان بود(مهمانی که قدرتمند هم نبود).رادان با اتکا به روی بیش از حد بازش(چیزی که رشید پور هم به آن می نازید) سکان را از مجری ربود و گفتگو را به میدان حرف های از پیش آماده شده اش تبدیل کرد.
نکته ی نه چندان زیبای دیگری که از آغاز توجه ام را به خود جلب کرد اصرار بیش از حد مجری به بدست آوردن دل مهمانش بود.(جایی آنقدر در این احترام کاذب اغراق میشد که مهمان را از کوره به در میبرد)در مصاحبه با گلشیفته فراهانی،آنجا که بحث به فیلم به نام پدر می رسد،مجری به فراهانی می گوید، به نظرش به نام پدر فیلمی ضد جنگ نبود و آنجا که واکنش منفی گلشیفته را می بیند، ۱۸۰ درجه میچرخد و میگوید:"به نظر من به نام پدر فیلمی ضد جنگ بود اما ضد دفاع نبود".(تقریبن همان واژه هایی که گلشیفته به کار برده بود).حالا چه شد که نظر مجری در چند ثانیه چنین تغییر کرد؟!
شب شیشه ای مخاطبان بسیاری را به خود جلب کرد(یکی شان هم من)و این را مدیون انتخاب مهمانان خوب و دور شدن از فضای خشک رسانه ای بود.
البته همچنان معتقد ام رشید پور مجری خوبی است.و شب شیشه ای هم بی شک برنامه ای است،در خور توجه به این بی مبالاتی ها.

