دعاي سال نو كه در باندهاي تلوزيون صدا نكند،طبل تحويل سال كوبيده نشود و محكوم به روبوسي با يكايك اهل بيت به بهانه ثانيه هاي تازه نباشي،انگار آب از آب تكان نخورده و يك خط به چوب خط سال هايت اضافه نشده.
هنوز در سفرم و بعد از هفت روز آمدم اينترنت بازي.كتاب ها پشت شيشه ماشين آفتاب سوخته شده اند و مشق داستان نويسي ام هم دست نخورده مانده.
تغيير سال را باور نكرده ام و بعد از مدت ها تنهايي،اين هفت روز فهميدم به غايت بد اخلاق و از آدم گريز و كم تحمل شده ام.از صبح هم كه صداي همسفران ده درجه بلندتر است و من مثل جزيره توي خيال خودم غلت مي خورم.
روزهاي خوبي است،تا بعد كه از سفر بنويسم...
+ لی لی نوشت در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 14:10  لی لی
|

