تبليغاتX
آر ِش - Hable con ella

نمی دونم قبلن کی باهام در موردش صحبت کرده بود و نمی دونم چه جوری سر از اتاق من در آورده بود؟!حامد دنبال عکسهای عروسی می گشت.برای پیدا کردنشون توی اتاق به هم ریخته ام مجبور شدم دونه دونه سی دی ها رو امتحان کنم،تا اینکه به این فیلم رسیدم .

با او حرف بزن ،روایتی عشق جوانی است به یک بیمار مرگ مغزی و مرد،حالا در هیات پرستار،از دختری که روزی عاشقش بوده مراقبت می کند،با او حرف می زند،لحظه به لحظه بیشتر عاشقش می شود و سرانجام از عشق بازی او،بیمار مرگ مغزی باردار می شود و از زندگی جنینی که از پرستارش در شکم دارد به زندگی برمی گردد.

فیلم با یک نمایش صامت شروع می شود.دو زن که با هم حرف نمی زنند،لباس خواب پوشیده اند و مثل خوابگردهاخود را به دیوار می کوبند و از این سکوت رنج می برند.نام فیلم و صحنه آغازش خیلی چیزها را روشن می کرد و به نظرم انتخاب (و توضیح)بی نظیری بود اما خیلی صحنه هاش را هم دوست نداشتم و فکر می کنم توضیح واضحات بود.

فیلم زیبایی بود و پرداختی بکر و ظریف داشت؛گرچه با تاخیری ۵ ساله دیدمش!

پ.ن:گروه تئاتر بازی هم در نمایش «کاریزما» از صحنه آغاز فیلم و رنج سکوت به این شیوه الهام گرفته بودند؛البته این کجا و آن کجا!

+ لی لی نوشت در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 16:38  لی لی  |