تبليغاتX
آر ِش - نه خسته!

چهار سال بعد از آنکه هر دانشگاه قلهء قافی،در کنار رشته های دیگرش،جایی برای دانشجویان تئاتر و سینما باز کرد،شهرها پر شد از فارغ التحصیلان تئاتر و نمایش.کارشناسانی که به برکات تعلیمات قدرتمند دانشگاه ها،نه تنها در رشته نام برده تخصصی پیدا نکرده بودند،که راه دیگری را هم برای امرار معاش نمی شناختند.

همهء این کارگردانان و بازیگران،برای جبران خلاء بی دانشی یا کم دانشی شان،متوسل شدند به متون نمایشی که به دست اساتید بزرگ غربی نگاشته شده بود.سالن های نمایش پر شد از«بودن یا نبودن»ها و در میان کارگردانان تازه کار،جایی برای نمایش نامه های بومی نماند و حدنهایت فاصله آنها با نمایش های وارداتی،دست به کار شدن دراماتورژها بود و اجرای آثار بازنویسی شده،یا اجرای نمایشنامه هایی،که کپی برداری بی نام و نشانی بود از آثار بزگ ادبیات نمایشی.

خلاصه آنکه برای من و هم نسلانم،کمتر فرصت دیدن آثار بدیع،چه از نظر بازی یا کارگردانی و یا نویسندگی پیش آمد.

تمام این حاشیه ها را نوشتم که از حسنی و راه باریک پشت کوه تعریف کنم.بازی افشین هاشمی را دوست دارم و به عقیده من،توانایی او بود که قسمت اعظم بار افرای بیضایی را به دوش کشید.

«حسنی و راه باریک پشت کوه» را «افشین هاشمی» نوشته و کارگردان کرده  و بازی اش در این نمایش هم مثل کارهای دیگرش بی نظیر و بسیار متفاوت است.یک نمایش کاملن بومی،که رگه هایی از نقالی و هنر تعزیه و حتا عروسک گردانی در آن می دیدیم.همراه با موسیقی فولکلور و به خدمت گرفت لهجه و عقاید قومیت های مختلف.

نمایشنامه ای نظم گونه،که قصد نداشت حماسی باشد،گرچه مضمون کلی اش،همان جنگ اسطوره ای میان خوبی و بدی بود،با روایتی تازه.

موسیقی و دیالوگ های منظوم،نمایش را رهبری می کرد،اما(بر خلاف کارهای موزیکالی که تا حالا دیده بودم)،قرار نبود بار کسالت و رخوت اجرا و متن را،سازهای بازیگران به دوش بکشد.بلکه ساز و آوازها،تنها وسیله ای بود برای القای بهتر معنا.

برای برقراری ارتباط با مخاطب،فاصله گذاری ها را از حد نگذرانده بود. طنزهای کلامی و فاصله گذاری ها،(گرچه در برخی صحنه ها مخاطب را به خنده وامی داشت)نمایش را به سطح نکشانده بود از آن کمدی لوس و بی معنایی که تنها برجذابیت های بصری و کلامی تکیه می کند نساخته بود.

طراحی صحنه اش ساده اما بسیار عالی بود.با استفاده از یک پردهء حداکثر یک و نیم متری که روی یک میز گذاشته شده بود،صحنه های متفاوت نمایش ساخته شد؛بی یکنواختی!

خلاصه اینکه،حظ اش را بردم!دوست داشتید ساعت 6:45 در تالار قشقایی تئاتر شهر ببینید.

+ لی لی نوشت در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 21:28  لی لی  |