تبليغاتX
آر ِش - این روزها همه رسانک می خوانند؛شما چطور؟


تلوزیونی که در آموزش درجا می زند
مجرای مدرن؛پیام سنتی

ظهور فناوری‌های ارتباطی و آمدن وسایل ارتباطات‌جمعی در جهان را،‌ با چهار کهشکشان معرفی می‌کنند. اولین آنها را «کهشکشان گوتنبرگ» می‌نامند، که به همت «گوتنبرگ» و با دست یابی انسان به فناوری چاپ حاصل شد. قرن پانزدهم میلادی بود که گوتنبرگ آلمانی، چاپ با حروف سربی را تجربه کرد و با انتشار کتاب و سپس مطبوعات و به لطف ابزارهای جدید، ارتباط از طریق وسایل چاپی در جوامع گسترش یافت. این کانال ارتباطی، در امتداد حس بینایی انسان شکل گرفته بود و با درگیر ساختن چشم انسان،بی زحمت دست نویسی، پیام را در مقیاس وسیع تری نسبت به قبل منتشر می‌کرد.

همراه با تحولات اجتماعی و اقتصادی قرن 18 و 19م، تحولی عظیم در عرصه ارتباطات رخ داد. تکنولوژی های ارتباطی رشد بیشتری کرد و با اختراع دستگاه بی‌سیم و رادیویی،مارکنی جهان ارتباطات جمعی را وارد کهکشان دیگری کرد. رادیو با درگیر ساختن حس شنوایی انسان، بی نیاز از توقف سایر فعالیتها و بدون محدودیت‌های زمانی و مکانی،به انتشار پیام‌ها مشغول شد.

اما پیشرفت‌ها در این حوزه، محدود به خلاقیت مارکنی نماند. سینما و تلوزیون به جوامع آمدند و به خاطر برتری‌هاشان نسبت به سایر وسایل ارتباطی، خیلی زود همه گیر شدند. تلوزیون نه تنها حس شنوایی را درگیر می‌کرد، که با حس بینایی هم در ارتباط بود و به همین دلایل محدودیت‌هایی را هم برای دریافت کننده پیام به‌همراه می آورد. این رسانه به تمرکز بیشتری نسبت به رسانه‌های دیگر احتیاج داشت و در مقابل پیام را با شفافیت و جزئیات بیشتری در اختیار قرار می‌داد. گرچه هیچ یک از تکنولوژی‌های نوین ارتباطی مانع از خاموشی رسانه‌های اولیه ارتباط جمعی نشدند، اما بازار نزاع و رقابت در میان رسانه‌ها برای بقا داغ شد. رادیو به خاطر محدودیت‌های بصری از قافله عقب ماند و برخی گفتند، به زودی انتشار آنلاین متون نوشتاری، جای صنعت چاپ به شیوه سنتی را خواهد گرفت.آمدن وسایل نوین ارتباط جمعی با قابلیت‌های چند رسانه ای،تلوزیون را هم واداشت که تحرک بیشتری از خود به نمایش بگذارد.

حتا در کشوری چون ایران که تلوزیون رسانه ای کاملن حکومتی است و مدیر سازمانش توسط بالاترین مقام کشور انتصاب می شود هم،روز به روز بر تعداد شبکه ها افزوده شد و سعی شد در راه اندازی شبکه های تازه،مرز بندی های دقیق‌تری از جهت مخاطبان ترسیم شود.درواقع با آمدن رسانه‌های جدید که مهارهای دولتی را کم‌تر می پذیرفتند،رسانهء قدرتمندی چون تلوزیون در شکل حکومتی‌اش،یکی از اصلی ترین مجراهای حاکمیت برای ارائهء پیام‌هایش و جامعه‌پذیری از طریق رسانه‌ها شد.

شبکه چهار با شعار شبکه فرهیختگان و شبکه سه با شعار شبکه جوانان آمد و به تولید برنامه‌هایی مطابق با ذائقه همین گروه پرداخت.شبکه هایی صرفن خبری به خانه‌ها آمدند و شبکه ای هم برای آموزش طراحی شد. اما شبکه آموزش،بیش از سایرین دور از چشم تماشگران ماند.چراکه دست اندرکاران تلوزیون،بی توجه به قابلیت‌های بالای این رسانه در درگیر ساختن حواس مختلف،آن را به مجرایی سرد و فاقد پویایی تبدیل کردند. مدرسان این شبکه،چندان سودی از توانایی‌های این رسانه نمی‌بردند و صرفن آنچه را که در کتاب های آموزشی تدریس می شد،بی نیاز به تغییری در فرم و ساختار،به تلوزیون می‌آوردند.

در حالی که می‌شد با نمایش عمل در کنار نظر، بر فرایند آموزش تاثیر عمیق‌تری گذاشت، مدرسان مقابل تخته‌ای می‌ایستادند و شاگردانی هم به عنوان نمایندگان همان شیوه آموزش سنتی مقابلشان قرار می‌گرفتند. آموزش تلوزیونی بی کمترین تغییری به کلاس های سنتی درس شباهت داشت و تنها تفاوتش با آنها، انتشار حرف‌های مدرس در میان جمع وسیع تری از مخاطبان بود. گرچه پیام ها از عناصر «غیر شخصی بودن و یکنواخت بودن» تبعیت می کردند و به شیوه ای به اصطلاح «نظام مند» که از معیارهای ارتباطات جمعی است انتشار می‌یافتند، اما قابلیت‌های عظیم این مجرا در دادن شکلی تازه تر و ملموس تر به پیام‌ها، همچنان در تلوزیون ایران مسکوت ماند و آن را به کلاس درسی سنتی، در ابعاد بزرگتر-و نه پویاتر-که مروج و حتا مشوق همان شیوه تدریس گذشته بود، تبدیل کرد.

پ.ن:این ریپورت را برای رسانک نوشتم.

 
+ لی لی نوشت در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 11:12  لی لی  |