.![]()
"وقتی نیچه گریست"، با این عبارات شروع می شود:
"زنگ ناقوس سان سالواتوره رشته ی افکار یوزف برویر را پاره کرد،ساعت سنگین طلا را از جیب بیرون کشید.ساعت نه بود.بار دیگر نوشته کارت حاشیه نقره ای را که روز پیش دریافت کرده بود مرور کرد:
دکتر برویر لازم است شما را برای امری بسیار ضروری ملاقات کنم.آینده ی فلسفه ی آلمان در خطر است."
اروین یالوم در این رمان آموزشی در پی معرفی روش درمان اگزیستانسیال و رابطه ی پزشک - بیماراست. .
یالوم در "وقتی نیچه گریست" به رویارویی خیالی دکتر یوزف برویر و فریدریش نیچه ،شخصیتهایی با درک ارتباطاتی و نشانه شناسانه ی بسیار قوی می پردازد.
.
خلاصه اینکه:حتمن بخوانید.
