تبليغاتX
آر ِش - باربی و عشق شرقی!

زن معشوق آفریده شده است. از این رو هنرِ دست یازی به دل مرد و در اختیار گرفتن آن را دارد. علامة شهید مرتضی مطهری(ره) در این باره سخنانِ پرنغزی دارد، وی می گوید: طبیعت، مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. طبیعت زن را گُل و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه قرار داده است. این یكی از تدابیر حكیمانه و شاهكارهای خلقت است كه در غریزة مرد نیاز و طلب و در غریزة زن ناز و جلوه قرار داده است... منتهای هنر زن این بوده است، به آستان خود بكشاند.(1)

فارغ از توانایی های بالقوه ای كه در سرشت زنان به ودیعه گذارده شده است، این گونه نیست كه همه‌ زنان استعداد شناخت و استفاده صحیح از مواهب طبیعی خود را داشته باشند و به راحتی بتوانند شعله های اتش عشق را در دلِ مردان افروخته كنند و به چشم بر هم زدنی آنان را به صید خود در آورند. بنابراین هر چند معشوق و مطلوب بودن جزو ذات و طبیعت زنان است، اما بهره برداری و استفاده از این نعمت ها به آموزش و تربیت نیاز دارد، چنان كه عصر مدرن كنونی شاهدِ انحراف زنان با شعارهای فریبندة فكری و فرهنگی برای سود جویی های اقتصادی و شهوت پرستی های جنسی می باشد.(2)
 
اما زنان چگونه می توانند توانایی ها و مواهب ذاتی خود به فعلیت رسانده و مردان را با رضایت تمام به بند اسارت خود درآورند؟ و در آتشِ عشق خود بسوزانند؟ آیا قوانین و مقرراتی برای شكوفایی استعدادهای زنانه و صید دل های مردان وجود دارد كه باید زن ها به آموختن آنها بپردازند؟ یا این كه نه این قوانین به طور ذاتی در وجود زنان نهاده شده است كه تنها باید به شناختن و فربه تر كردن آنها اقدام نمایند؟
تردیدی نیست كه قوانین و مقررات غریزی برای شكوفایی استعدادهای زنانه و شكار دلِ مردان وجود دارد؛ اما چنین نیست كه همة زنان در شناخت و رشد آنها راهی درست بپیمایند. در مغرب زمین برهنگی زنان عاملِ مؤثرِترغیب مردان به جنس مؤنث شمرده می شود. مراكز بزرگ فرهنگی چنین القا و وانمود می كنند كه زنی می تواند به آتش عشق مردان دامن زند كه از دلربایی های جنسی برخوردار باشد. از این رو داشتن یا به دست آوردنِ فریبندگی ها ی جنسی جزو دل مشغولی های زنان غرب است. ضمن این كه تشویق و ترغیب سازمان یافتة حكومت ها، روند روبه رشد برهنگی را تزاید می بخشد.(3)
 
ویل دورانت با مداقه در حالات زنان عصر رنسانس، ثابت می كند كه فرهنگ برهنگی غرب ریشه ای تاریخی دارد. وی می گوید: گهگاه عشق به برهنگی چندان از اندازه می گذشت كه به گفته ساكتی، اگر برخی از زنان كفش خود را از پای در می آوردند به كلی عریان می شدند. بیشتر زنان خود را در شكم بندهایی محبوس می ساختند كه با چرخاندن كلیدی تنگ تر می شد؛ بدان گونه كه پترارك بر شكم آنان رقت می آورد و می گفت: چنان فشرده است كه آنان به خاطر خودسازی همان قدر رنج می كشند كه شهیدان برای دین متحمل عذاب می شدند.(4)

اندیشه زنان غرب از یك مقطع تاریخی بر این باور غلط سوق داده شد كه می توان با استفاده از زیبایی های جنسی زنانه، آتش عشقی ماندگار را در دلِ جنس نر پدید آورد و آن را ره درازای یك عمر استمرار بخشید. (5)

باربی نماد و سمبل فرهنگ عریان گرا و لذت جوی غرب، مبلغ این نوع تفكر است؛ چرا كه هیچ گاه افسرده و پیر نمی شود و به انحای مختلف به زنان غرب و در دامنة وسیع تری به زنان ملیت های مختلف می آموزد كه چگونه جسم خود را در معرض غارت مردان قرار دهند و با استفاده از زیبایی های جنسی خود، برای سحر و شكار دلِ مردان سود جویند. اما آیا باربی به عنوان نمونة كامل یك زنِ آمریكایی قدرت عشق آفرینی دارد؟ به عبارت دیگر، آیا نمونة باربی می تواند شعله های سوزانِ آتش عشق را در دل مردان بیافروزد و در ادوار مختلف زندگی همواره آن را افروخته نگاه دارد؟ پاسخ بدین سئوال البته منفی است؛ چرا كه باربی نماد سكس است و سكس برخلاف پندار عمومی زنان غربی، هرگز قادر نیست عشقی ماندگار را در مغاك دلِ مردان پدید آورد؛ بلكه باید گفت كه عریان گرایی قربانگاه واقعی عشق می باشد

وندی شلیت به نقل از كانت می گوید: عشق جنسی، معشوق را تنها به چشم یك شیء اشتهاآور می نگرد. به محض این كه معشوق در اختیار گرفته شد و آن رغبت آرام گردید، دیگر دور انداخته می شود. مثل دور انداختن لیمویی كه كاملاً مكیده شده باشد.(6)

به گواه تاریخ شرم، حیا و عفت زنانه همان مقررات اخلاقی و قوانین غریزی است كه زنان به واسطة آنها آتش عشق را در دل مردان شعله ور می كنند و شأن و منزلت خویش را تا حد پرستش بالا می برند.(7)

علامة شهید مرتضی مطهری(ره) به نقل از ویل دورانت می گوید: زنان دریافتند كه دست و دل بازی مایه طعن و تحقیر است و این امر را به دختران خود یاد دادند... زنان بی شرم جز در موارد زودگذر برای مردان جذاب نیستند. خودداری از انبساط و امساك در بذل و بخشش بهترین سلاح برای شكارمردان است. اگر اعضای نهانی انسان را در معرض عام تشریح می كردند، توجه ما به آن جلب می شد ولی رغبت و قصد به ندرت تحریك می گردید. مرد جوان به دنبال چشمان پُر از حیاست و بدون آن كه بداند، حس می كند كه این خودداری ظریفانه ازیك لطف و رقت عالی خبر می دهد.(8)

همچنین شهید مطهری(ره) از برتراند راسل نقل می كند: اصل اساسی عشق رمانتیك آن است كه معشوق خود را بسیار گران بها و به دست آوردنش را بسیار دشوار بدانیم... بهای زیادی كه برای زن قایل می شدند نتیجة روانشناسی اشكال تصرف وی بود... از لحاظ هنرها مایه تأسف است كه به آسانی به زنان بتوان دست یافت و خیلی بهتر است كه وصال زنان دشوار باشد، بدون آن كه غیر ممكن گردد... اگر مردی هیچ گونه رداع اخلاقی در برابر خود نبیند یك باره تسلیم تمایلات جنسی شده و عشق را از كلیة احساسات جدی و عواطف عمیق جدا سا خته و حتی آن را با كینه همراه می سازد.(9)

چشمان پُر از آزرم، استغنای ظریفانه و عدم دسترسی آسان به زنان، همان مقررات غریزی است كه موجب خیال پردازی های شاعرانه و به وجود آمدن عشق در مردان می شود. باربی از این حیث قادر نیست عشقی شورانگیز را خلق كند؛ چرا كه بی شرم و سهل الوصول است. هیچ نقطة پنهانی ندارد و به هیچ خیالِ عاشقانه ای دامن نمی زند. نهایت چیزی كه مدل باربی به مردان هدیه می دهد، اقناع شهوت و كام جویی های جنسی است. بنابراین الگوی باربی به دلیل بی شرمی، بی حیایی و بی عفتی هرگز نمی تواند مولد عشق باشد.اما بدون تردید این توانایی را دارد كه مجالس كام جویی های مردان را رونق بخشد و بر متاع بازار شهوات جنسی بیفزاید. چهره و اندام باربی به عنوان ارزشمندترین اجزای این عروسك تنها حامل این نوع تفكر است .

وقتی كار بدین جا می كشد كه دیگر از زن نه به عنوان یك موجود دارای شخصیت و هویت، بلكه از اجزای بدن او صحبت به میان می آید و از سكسی بودن سر و سینه و پای زن چنان بحث می شود كه از زمرة گوشت گردن و قلوه گاه و ران گوسفند، بزرگترین لطمه به خود زن وارد شده است. او كه همواره با حفظ شرم، از موضع قدرت و ناز با جنس مخالف روبرو می شده، اكنون از موضع ضعف و نیاز خود را عرضه می كند. اكنون در غرب دیگر آن غرور زنانه كه جزءلاینفك زنانگی اوست، به كلی شكسته شده است و دیگر از آن عزت نفس و مناعت طبع كه او را محبوب و معشوق می ساخت، خبری نیست.(10)

باربی به كودكان می آموزد كه چگونه با آرامش ،كالای جسم خود را در معرض چشمان گرسنه مردان قرار دهند و از تن خود به مثابه سلاحی زنانه برای شكار دل های شهوانی سود جویند. باربی آموزگار سكس است و به همین دلیل توانایی عشق آفرینی را ندارد. او زاده شهوت است و لذا نمی تواند آنچه را كه خود ندارد به دیگران هدیه دهد.
+ لی لی نوشت در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 15:56  لی لی  |