تبليغاتX
آر ِش - نشانه و نشانه شناسی(1)

 

نشانه شناسی(semiology )علم آفرینش معنا(meaning) در متون است.این عبارت از واژه ی یونانی( semeion) گرفته شده است.

نشانه شناسان ارتباط را جریان تولید معانی می دانند و نشانه هایی که ما برای این مقاصد به کار می گیریم مورد توجه آنهاست.ازنظر آنان نشانه شناسی مطالعه ی شیوه ی تولید معنا در نظام های نشانه ای است که افراد برای مقاصد ارتباطی شان به کار می گیرند.

فردیناند سوسور الگویی دو وجهی از نشانه ارائه میدهد:

نشانه از دو وجه دال(تصویر صوتی) و مدلول(مفهومی که دال به آن دلالت میکند) تشکیل شده است.

دال (signifier)و مدلول(signified)عناصر جدا از هم نیستند بلکه معنای هر یک از آنها وابسته به وجود دیگری است. یک نشانه واجد هر دو این هاست.

دال+مدلول=نشانه

از دید سوسور نشانه ی زبانی رابطه ی بین یک چیز و یک نام نیست بلکه رابطه ی میان یک مفهوم و یک الگوی صوتی است.تصویر صوتی جنبه ی فیزیکی ندارد و تنها جنبه مادی اش بازنمود دریافت حسی ماست.

مدلول برابر مصداق مادی ای در جهان خارج نیست بلکه یک مفهوم ذهنی است. نشانه اساسن غیر مادی است،وقتی در مورد افکارمان صحبت می کنیم با اشیا روبرو نیستیم بلکه تنها  تصوری از آنها داریم.

نشانه چیزی جدا از متن(text) نیست بلکه مجموعه ایست از آوا ها کلمات رنگ ها صدا ها و... که یک متن را می سازد.

نشانه کلیتی است از پیوند دال و مدلول.رابطه ی دال و مدلول را دلالت(signification ) مینامند.

                                     

در این نمودار سوسور خط افقی دو عنصر دال و مدلول را از هم جدا میکند. دال و مدلول را در عین به هم پیوستگی میتوان برای مقاصد تحلیلی از هم جدا کرد.

حال آنکه دال و مدلول عناصر منفرد و جدا از هم نیستند بلکه مانند دو روی یک برگ کاغذ به هم پیوسته اند.دالی که بر هیچ مدلولی صدق نکند صدای گنگی بیش نیست و مدلولی که هیچ صورتی برای دلالت به آن نباشد وجود ندارد.

دو پیکانی که سوسور در این نمودار کشیده نشان دهنده ی تعامل دو سویه ی این دو عنصر نشانه است.

از دید سوسور دال و مدلول جنبه ی روان شناختی دارند نه مادی.سوسور این نظام انتزاعی- اجتماعی را لانگ می نامد.

صورت مادی نشانه را علامت میگویند پس علامت ها نشانه نیستند بلکه جزیی از آنند.

سوسور می گوید در درون نظام زبان همه چیز وابسته به روابط است.هیچ نشانه ای قائم بر خود معنی نمی یابد بلکه ارزش آن ناشی از رابطه ی آن با نشانه های دیگر است.

به این نمودار دقت کنید:

واژه ی شیر را در نظر بگیرید،آیا میتوانید بدون توجه به بافت(context) آن را معنا کنید؟

 نکته ی دیگر این است که مفاهیم به موجب محتوایشان تعریف نمی شوند بلکه از طریق تقابل با دیگر اجزای همان نظام ارزش می یابند.مثل مفاهیم خوب،زیبا،زندگی که بدون بد،زشت و مرگ معنای ندارند.

به شخصیت های داستان های آگاتا کریستی دقت کنید:خانم مارپل و آقای پوارو از پیش پا افتاده ترین نشانه ها برای کشف مهمترین حقایق استفاده میکنند.این ناتوانی ما در دریافت به موقع نشانه هاست که موجب شگفتی مان در پایان داستان می شود.

ادامه دارد...

 

+ لی لی نوشت در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:3  لی لی  |