یک میز با چند صندلی دورش.۴ یا ۵ زن و مرد سال خورده و یک خانوم جوان دور هم نشسته اند.یکی می گوید: "آن سال ها در ماه رمضان خانه ما عجب صفایی داشت."بعدی می گوید:"همه دور هم بودیم".بعدی می گوید:"صفایی که خانه ما داشت هیچ جا نداشت."
همه این ها را با حسرت می گویند.
زن جوان نیشش را تا بنا گوش باز می کند:"چرا اینقدر نا امید؟!ماه رمضان ماه خداااااااااااست...ماه نزدیکی دلهااااااااااااااااااااست...شما می تونیدبا یک پیام کوتاه نزدیکی دل هاتون رو ثابت کنید."
همه لبخند می زنند.
هیچ کس تنها نیست:همراه اول
عین عبارات را یادم نیست چون این آگهی تلوزیونی را سه روز پیش قبل شروع یک سریال دیدم و از آن روز هر چه چشم هایم را به تلوزیون دوختم دیگر پخش نشد.
ترفند های تبلیغاتی ما خیلی باحال است.از دین و ایمان ملت هم دست برنمی داریم.گرافیک و طراحی لباس خوب و نمای مناسب هم که اساسن مسئله ای تجملی است.

